پستِ ثابت.

سلام.

لطفا برای خوندنِ داستانه این رابطه از بخشه موضاعته سمته راسته وبلاگ استفاده کنید.اول قسمته «ماجرای این رابطه-فلش بک » رو لمس کنید و به ترتیب بخونید وبعدشم «ماجرای این رابطه» رو.

پی نوشت: پست ها رمزی هستند، برای گرفتن رمز کامنت بذارین براتون تو وبلاگتون ارسال میکنم :)





دوشنبه بیست و دوم آبان ۱۳۹۶ 21:51فاطمه

ادامه ی مطلب




-cσптıпυε-
چهارشنبه پانزدهم آذر ۱۴۰۲ 14:32فاطمه

همیشه اونجوری نیست که تو فکر میکنی،

قسمت اول




-cσптıпυε-
یکشنبه دوازدهم شهریور ۱۴۰۲ 16:3فاطمه

هیچکسی مثل ما نیست ..




-cσптıпυε-
چهارشنبه بیست و پنجم مرداد ۱۴۰۲ 12:30فاطمه

حالا تو بیا و بگو من همه ی دنیا رو بسیج میکنم تا کاریو کنی که دوس داری

ولی من میگم میخوام همونجا کار کنم که دوماه رویاشو تو فکزم چرخوندم 🥲 چرا نمیتونه کسی اینو درک کنه؟

میترسم که یه صبح از خواب بیدار شم و بگم دیگه نمیخوام منتظر بمونم و رو همه چی لگد کنم 🥲

.

پی نوشت؛ مشخصه چقدر کلافم که تند تند پست میذارم یا نه؟





پنجشنبه بیست و پنجم خرداد ۱۴۰۲ 9:59فاطمه

حس اون بچه ایو دارم که بردنش پشت ویترین عروسک فروشی بهش گقتن براش عروسک مورد علاقشو میخرن ولی هربار که ازاون مسیر رد میشن به روی خودشون نمیارن.

بردنم گذاشتنم جلو رویای ۱۸ سالگیم بعد یهو همه چی محو شده .

خیلی حال و روز بدی دارم :)





چهارشنبه بیست و چهارم خرداد ۱۴۰۲ 10:10فاطمه

+ گفت دوس داری برای تولدت چی بخرم؟؟

- گفتم کاش میشد کار کردن تو دفترش رو برام بخری 🥲





یکشنبه چهاردهم خرداد ۱۴۰۲ 19:41فاطمه

+گفتم ولی فکر نمیکنم اینبار غذام مثه اونسری خوشمزه شده باشه!

- گفت : هرچی که تو درستش کنی همیشه خوشمزس..

.





شنبه ششم خرداد ۱۴۰۲ 13:4فاطمه

ادامه ..۰




-cσптıпυε-
دوشنبه بیست و پنجم اردیبهشت ۱۴۰۲ 9:38فاطمه

میدانی رنجِ تو از چیست؟

به آنچه که نباید ، بسیار می اندیشی :)




-cσптıпυε-
دوشنبه چهارم اردیبهشت ۱۴۰۲ 22:35فاطمه